فلسفة مراتب و آداب روزه در اسلام

 

روزه هم مانند ساير احكام متين اسلام ، از حكمت و مصلحت خاصي سرچشمه مي گيرد. روايات متعددي با تعبيرهاي گوناگون ، گوشه اي ازحكمت نهفته آن را بيان مي كند، در زير به چهار مورد آن اشاره مي كنيم :

الف – اخلاص و خود سازي

حضرت زهرا سلام الله عليها فرموده است :

« فرض الله الصيام تثبيتاً للاخلاص » (1)

خداوند ، روزه را براي تثبيت اخلاص ( در دل مردم ) واجب كرده است .

« صائم » باخودداري از خواسته هاي نفساني ، فرمان خدا را به اجرا مي گذارد و با عالم ملكوت ، پيوند معنوي برقرار ميكند و چون كارهاي حيواني را رها كرده ، درونش صفا و جلا مي يابد . همين طور ، همگام با امساك از لذات جسماني ، از لذت هاي حرام روحاني نيز پرهيز مي كند. و امتناع مي ورزد .و از آنجا كه روزه عبادتي است كه به دليل « ديدني » نبودن عمل كمتر مي توان به وسيله آن مرتكب گناه ريا شد و لذا اين عمل از اخلاص بيشتري برخوردار است .

ب – تعديل قواي جسماني

دستگاههاي مختلف بدن درطول يك سال فعاليت شبانه روزي ، ممكن است دچار عارضه و فرسودگي با خستگي مفرط گردندكه اگر به آنها رسيدگي نشود. آسيب كلي ببيند . از اين رو خداوندحكيم براي حفظ سلامتي و ترميم و تعديل قواي جسماني مؤمن ، روزه را واجب كرده است . شاهد اين گفتار ، سخن حكيمانه رسول خدا – صلي الله عليه وآله – است كه فرمود :

« صوموا تصحوا» (2)

روزه بگيريد تا سالم بمانيد.

ج – تمرين تقوا

سومين حكمت مهم روزه داري ، ممارست وتمرين « پرهيزكاري » است . مسلمان با تمرين يك ماهه خود در ماه مبارك ، از ارضاي تمايلات نفساني خودداري مي كند تابه نفس خويش بقبولاند كه توانايي ايستادگي در برابر كارهاي ناروا را دارد ، به عنوان نمونه روزه دار :با نخوردن غذاي حلال خود ، تمرين مي كند كه به اموال ديگران دست درازي نكند. با نرفتن نزد همسر خويش ، درك مي كند كه به ناموس ديگران نبايد چشم طمع دوخت .

با بستن زبان از دروغ برخداو پيامبر – صلي الله عليه و آله – ياد مي گيرد كه هر كلامي را بر زبانش جاري نكند.

مسأله تمرين تقوا و افزايش درجه آن را به قرآن در آيه « روزه » بصراحت بيان كرده ، پس از بيان وجوب روزه فرموده است :

« لعلكم تتقون » (3)

شايدشما تقوا پيشه كنيد.

د – كم شدن فاصله فقير وغني

احساس نياز ونداري و چشيدن طعم گرسنگي و تشنگي و محروميت ، حكمت ديگر روزه است . به اين معنا كه ثروتمندان مسلمان در طول سال ، از نعمت و رفاه برخوردارند و هر زمان ، هر چه اراده كنند ، در اختيارشان قرار مي گيرد ، ديگر چگونه به يادمحرومان باشند؟ و از كجا بفهمند كه « گرسنگي » چه دردي است ؟ آنان بايد يك ماه باگرسنگي و تشنگي .

دمساز شوند تا طعم تلخ آن را بچشند و دل رفاه زده آنان قدري به حال محرمان بسوزد : از امام حسين – عليه السلام – پرسيدند : چرا خدا روزه را واجب كرده است ؟ فرمود :

« ليجد الغني مس الجوع فيعود بالفضل علي المسكين » (4)

تا توانمند گرسنگي را لمس كندو مازاد برنياز را بر مستمند باز گرداند.

5- يادآوري آخرت

آخرين حكمتي كه دراينجا به آن مي پردازيم به خاطر آوردن آخرت است . حضرت رضا – عيه السلام – طي گفتار متيني اين پرسش را طرح مي كند كه :

چرا فرمان روزه داري بر بندگان صادر شده است . آن گاه در پاسخ مي فرمايد:

« لكي يعرفوا ألم الجوع و العطش فيستدلوا علي فقر الاخره » (5)

تا درد گرسنگي وتشنگي را بفهمد و بر بيچارگي سراي ديگر رهنمون كردند.

از اين رو ، پيامبر خدا – صلي الله عليه و آله – در يكي از خطبه هايي كه در آستانه ماه مبارك رمضان ايراد كرد ، فرمود :

« ... واذكروا بجوعكم وعطشكم فيه جوع يوم القيمه و  عطشه ...» (6)

باگرسنگي و تشنگي تان دراين ماه گرسنگي و تشنگي روز قيامت رابه ياد آوريد.

مراتب روزه داري :

امير مؤمنان ، صلوات الله عليه روزه را داري سه مرتبه دانسته و مي فرمايد :

« صوم القلب خير من صيام اللسان و صيام اللسان خير من صيام البطن » (7)

روزه دل بهتر از روزه زبان و روزه زبان برتر از روزه شكم است.

ملامهدي نراقي اين مراتب را نام گذاري و درتوضيح هر يك مي نويسد :

1- روزه عام كه نگه داشتن شكم وشهوت است و فايده آن ، رفع تكليف و آزادي از دوزخ است .

2- روزه خاص كه بايستي علاوه بر مرتبه اول ، چشم ، گوش ، زبان ، دست ، پا وديگر جوارح را نيز از آلوده شدن به گناه حفظ كرد و ثواب هاي وعده داده شده از سوي خدا ( بيشتر ) به چنين روزه اي تعلق مي گيرد.

3- روزه خاص الخاص كه در اين مرحله ، علاوه بر رعايت دو مرحله پيش ، دل نيز از افكار دنيوي ، اخلاق زشت و همت پست ، روزه مي گيرد و از غير خدا بكلي گسسته مي گردد. (8)

آداب روزه داري

آيا تاكنون ديده ايد كسي درمجلس عزا و سوگواري ، اشعار شاد و فرحزا بخواند و شاد وخندان باشد ؟ يا ديده ايد شخصي با شال عزا در مجلس جشن وسرور شركت كند و گريه كند ؟

اگر پاسختان منفي است ، دليلتان چيست ؟ شايد شما هم به اين مطلب اذعان داشته باشيد كه شركت  در هرمجلسي تشريفات خاص خودرا مي طلبد .

حال ، باتوجه به اينكه « صائم » در مدت روزه داري ، در حريم قدس الهي و ضيافت الله داخل مي شود و از سوي پروردگار پذيرايي مي شود. شايسته است آداب ويژه چنين محفلي را مراعات كند، تا بيشتر مورد لطف « صاحب خانه » قرار گيرد .اينك از آن آداب :

الف – پرهيز از گناهان

هر گناهي ، خشم وغصب الهي را بر مي انگيزد ؛ اما در ماه مبارك رمضان ، آلوده شدن به گناه ، زشتي بيشتري دارد ، بدين خاطر ميهمان خدا نبايد گرد آن بگردد.

روزي پيامبر – صلي الله عليه و آله – پيرامون ماه مبارك رمضان سخن مي گفت ، امير مؤمنان – عليه السلام – پرسيد :

اي رسول خدا ! برترين عمل دراين ماه چيست !

پيامبر – صلي الله عليه و آله – پاسخ داد :

پرهيز از هر چه خدا حرام كرده است . (9)

با اين وصف ، بسياري از روزه داران اگر دست از گناه نشويند ، جز تشنگي و گرسنگي ، طرفي نمي بندند . حضرت زهرا سلام الله عليها مي فرمايد :

« ما يصنع الصائم بصيامه اذا لم يصن لسانه و سمعه و بصره وجوارحه » (10)

روزه داري كه زبان ، گوش ، چشم و اعضا و جوارحش را ( از گناه ) حفظ نكند ، با روزه خود چه مي كند ؟

يعني اين روزه چه سودي براي او دارد ؟

ب – انجام واجبات

دومين وظيفه ميهمان خدااين است كه بقيه دستورات الهي راناديده نگيرد ، كه اين خود ، بزرگترين بي ادبي در محضر ربوبي است و چنين ميهماني نزد ملكوتيان انگشت نما مي شود.

به نظر شما آيا روزه داشتن و نماز نخواندن ، روزه گرفتن و خمس ندادن ، روزه داري و مردم آزاري و ... باهم سازگاري دارد ؟

ج – پرستش و نيايش

از ديگر آداب ماه خدا ، نيايش و پرستش داوطلبانه است. فراواني نمازها ودعاهاي ماه رمضان ، گوياي اهميت آن است . روزه دار با تشريفات ويژه به « ضيافت الله » دعوت شده و چه نيكوست كه با هديه گرانبهايي به محضر خداي سبحان شرفياب گردد و زيباترين هديه به پيشگاه الهي ، ساييدن پيشاني به خاك و بالا بردن دست نياز است .

د -تلاوت قرآن

ماه رمضان ، بهار قرآن است ، قرآن و رمضان ؛ پيوندي ديرينه دارند زيرا يكي از شب هاي ماه مبارك رمضان ، يعني شب قدرظرفيت نزول  قرآن را دارا بوده و سزاوار است كه روزه دار ، اين پيوند را نگسلد و با ترتيل آيه هاي روح بخش قرآن ، فضاي ملكوتي ماه خدا را عطرآگين سازد كه به گفته آورنده قرآن :

« من تلا فيه آيه من القرآن كان له مثل أجر من ختم القرآن في غيره من الشهور »(11)

كسي كه يك آيه از قرآن را در ماه رمضان تلاوت كند، به اندازه اجر يك ختم قرآن در ديگر ماهها نصيبش مي شود.

5- آداب ديگر

آنچه گفته شد ، مهمترين آداب ميهماني خدا بود ، به برخي ديگر فقط اشاره مي كنيم . صدقه به فقرا و مستمندان ، احترام به بزرگترها ، مهرباني نسبت به كوچك ترها ، صله رحم ، ترحم به يتيمان ، توبه واستغفار ، افطاري دادن ، خوش خلقي ،مارا نسبت به زيردستان ، صلوات برمحمد و آل محمد و...  . (12)

آثار ارزشمند روزه داري

ارزنده ترين آثارهر عبادتي ، همان اطاعت از دستور خداوند بزرگ است و آثار ديگر به دنبال آن نصيب شخص عابد مي گردد . اما انسان روزه دار علاوه بر تمام آثار گرانبهايي كه از اين رهگذار به دست مي آورد. مشمول لطف ويژه الهي مي گردد. خداونددر باره آن چنين فرموده است :

« الصوم لي و أنا أجزي به » (13)

روزه براي من است و من به آن پاداش مي دهم ( ي4ا من خود پاداش آن هستم ) .

__________________________________

(10)همان ، صفحه 295

(11)بحارالانوار ،ج 96 ، ص 357

(12)همان صص 356 ، 357

(13)همان ص 255

احادیث و فرمایشات نورانی در باره امام مهدی عج


امام جعفر صادق عليه السلام می فرمایند : مهدی موعود به سیره رسول خدا (صلی الله علیه واله) عمل می کند و شیوه زندگی اش چونان زندگی امیر مومنان (علیه السلام) است. منتخب الاثر، صفحه 239


امام محمد باقر عليه السلام می فرمایند : پناه دهی مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نسبت به مردم از همه شما بیشتر، علمش از همه شما افزون تر و لطفش از همه فراگیرتر است. اَلمَهدِيُّ اَو سَعُكُم كَهَفاً وَ اَكثَرُكُم عِلماً وَ اَو سَعُكُم رَحماً. اثبات الهداة، جلد7، صفحه 75


امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند : آگاه باشید (مهدی علیه السلام) جانشین خداوند در زمین و حکم خدا در مخلوقات و امین خداوند در آشکار و نهان است. اَلا اِنَّهُ وَلِيُّ اللّهِ في اَرضِه وَ حُكمُهُ في خَلقِهِ وَ اَمينُهُ في سِرِّه وَ عَلانِيَتِه. نجم الثاقب، صفحه 118


امام سجاد عليه السلام می فرمایند : هیچ کس از دوست و غیر دوست از اقامتگاه او(حضرت مهدی علیه السلام) مطّلع نمی­شود، به جز کسی که متصدّی خدمتگزاری اوست لا يَطَّلِعُ عَلي مَوْضِعِهِ اَحَدٌ مِنْ وَلِيٍّ وَلاغَيْرِهِ اِلّا الَّذي يَلي اَمْرَهُ. بحار الانوار، جلد52، صفحه153 و جلد53، صفحه324


رسول خدا صلي الله عليه واله می فرمایند : مهدیِ امت من، شبیه‏ ترین مردم نسبت به من در شمایل و سخن و رفتار است. مَهْديُّ اُمَّتي اَشْبَهُ النّاسِ بي في شَمائِلِهِ وَ اَقْوالِهِ وَ اَفْعالِهِ اکمال الدین، صفحه257


رسول خدا صلي الله عليه واله می فرمایند : مهدی، از فرزندان فاطمه است. اَلْمَهْدِيُّ مِنْ وُلْدِ فاطِمةَ. سنن ابن ماجه، جلد3، صفحه24


امام سجاد عليه السلام می فرمایند : ای أبا خالد! مردمان زمان غیبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه)، اگر به امامتش اعتقاد، و برای ظهورش انتظار برند، از مردم همۀ دورانها برترند یا أبا خالِدٍ! إنَّ أهْلَ زَمانِ غَیْبَتِهِ، القائِلیِنَ بِإمامَتِهِ، المُنْتَظِرینَ لِظُهُورِهِ، أفْضَلُ مِنْ أهْلِ کُلِّ زَمانٍ O ’Abā Khāled, the people living in the time of Imām Mahdī’s major occultation are superior to the people living in every other period, provided that they believe in his leadership and if they await his reappearance. کمال الدین و تمام النّعمة، صفحه 320


امام جعفر صادق عليه السلام می فرمایند : اگر او (امام زمان) را دریابم، تمام عمر به او خدمت می‌کنم. لَوْ أدْرَکْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أیّامَ حَیاتِی. If I can see him (ie.Imam Mahdī-p.b.u.h.), I will serve him all my life. غیبت نعمانی، صفحه 245


امام محمد باقر عليه السلام می فرمایند : كسي كه در زمان غيبت امام زمان (عجّل الله فرجه الشّريف) بر ايمان و ولايت ما اهل بيت عصمت و طهارت پا برجا و ثابت بماند، خداوند متعال پاداش و ثواب هزار شهيد از شهداي جنگ بدر و حنين به او عطا مي فرمايد. مَنْ ثَبَتَ عَلي وِلايَتِنا فِي غِيْبَةِ قائِمِنا، أعْطاهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَجْرَ ألْفِ شَهيد مِنْ شُهَداءِ بَدْر وَ حُنَيْن. إثبات الهداة، جلد 3، صفحه 467


رسول خدا صلي الله عليه واله می فرمایند : کسي که بميرد و امام زمان خويش را نشناخته باشد، در واقع به مرگ جاهليّت مرده است. مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ ماتَ مَيْتَةً جاهِلِيَّةً. وسائل الشيعه، جلد 16، صفحه 246


امام جعفر صادق عليه السلام می فرمایند : ... هر گاه زمان غيبت را درك كردي پس اين دعا را بخوان: خداوندا شناخت خودت را به من عطا كن، چرا كه اگر تو خود را به من نشناساني، نبيّت را نخواهم شناخت، خداوندا رسولت را به من بشناسان، چرا كه اگر شناخت رسولت را به من عطا نكني، حجت تو (امام زمان) را نخواهم شناخت، خداوندا حجتت را به من بشناسان، چرا كه اگر او را به من نشناساني از دينم گمراه مي شوم. اذا ادركتَ هذا الزمان فادع بهذا الدعاء: اللهمَّ عَرِّفني نفسَكَ فانَّك اِن لم تُعرِّفْني نفسَك لم اعرِف نَبيَّكَ، اللهمَّ عرَّفْني ... رسولک فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک، اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ظللت عن دینی الکافي، جلد 1، صفحه 337


رسول خدا صلي الله عليه واله می فرمایند : خوشا آن‌که قائم اهل بیت را درک کند و پیش از قیامش به او اقتدا کند. طوُبیَ لِمَنْ أدْرَکَ قائِمَ أهْلِ بَیْتی وَهُوَ مُقْتَدٍ بِهِ قَبْلَ قِیامِهِ. How happy is he who will attend the Qā’im of my Ahl al-Bayt and follow him before his rise بحارالانوار، جلد52، صفحه130، / کمال‌الدّین و تمام‌النّعمة، صفحه 287


حضرت زهرا سلام الله عليها می فرمایند : به خدا سوگند، اگر حقّ ( خلافت و امامت) را به اهلش سپرده بودند; و از عترت و اهل بيت پيامبر صلوات اللّه عليهم پيروي و متابعت كرده بودند حتّي دو نفر هم با يكديگر درباره خدا ـ و دين ـ اختلاف نمي كردند. و مقام خلافت و امامت توسط افراد شايسته يكي پس از ديگري منتقل مي گرديد و در نهايت تحويل قائم آل محمّد ( عجّل اللّه فرجه الشّريف، و صلوات اللّه عليهم اجمعين) مي گرديد كه او نهمين فرزند از حسين - عليه السلام - مي باشد. أمّا وَاللّهِ، لَوْ تَرَكُوا الْحَقَّ عَلي أهْلِهِ وَ اتَّبَعُوا عِتْرَةَ نَبيّه، لَمّا اخْتَلَفَ فِي اللّهِ اثْنانِ، وَ لَوَرِثَها سَلَفٌ عَنْ سَلَف، وَ خَلْفٌ بَعْدَ خَلَف، حَتّي يَقُومَ قائِمُنا، التّاسِعُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ - عليه السلام - . بحارالأنوار، جلد 36، صفحه 352


امام جعفر صادق عليه السلام می فرمایند : (در پيرامون آيه «قل يوم الفتح» ) روز فتح، همان روزي است که جهان، بدست قائم آل محمد فتح شود و آنروز کسي را که قبلاً ايمان نداشته است روي آوردن به دين، سودي ندهد ولي کسي که قبل از فتح امام ايمان آورده و به امامت امام معتقد بوده و در شمار منتظرانش باشد، از ايمان خويش، سود برد و بر شأن و مقامش افزوده شود و اين پاداش دوستان و پيروان ما اهل بيت است. فِي هذِهِ الْآيَةِ (قَلْ يَوْمَ الْفَتْحِ لا يَنْفَعُ الَّذِينَ کفَرُوا إيْمانُهُمْ وَلا هُمْ يَنْظُرُونَ): يَوْمُ الْفَتْحِ، يَوْمٌ تُفَتَّحُ الدُّنْيا عَلي الْقائِمِ وَلا يَنْفَعُ أَحَداً تَقَرَّبَ بِالْإيمانِ مالَمْ يَکنْ قَبْلَ ذلِک مُؤْمِناً ... . منتخب الأثر، صفحه 470


امام جعفر صادق عليه السلام می فرمایند : وقتي قائم ما قيام كند، خداوند چشمان و گوشهاي شيعيان ما را تيز مي كند، به گونه اي كه ميان قائم و شيعيانش پيكي نيست، او صحبت مي كند و آنها مي شنوند و او را مي بينند، در حالي كه او در جاي خود مي باشد. ان قائمَنا اذا قام مدَّ اللهُ عزَّوجلَّ لشيعتنا في اسماعهم و ابصارهم حتي لا يكون بينهم و بين القائم بريد، يكلمهم فيسمعون و ينظرون اليه و هو في مكانه. الکافي، جلد 8، صفحه 241


امام جعفر صادق عليه السلام می فرمایند : کسي که دوست مي دارد از اصحاب امام قائم بشمار آيد، پس در انتظار بسر ببرد و ورع و پارسايي را پيشه خود سازد و به محاسن اخلاق بپردازد، اين چنين کسي را منتظر گويند و اگر بميرد در حاليکه امام خود را زيارت نکرده باشد، پاداش وي بسان کساني است که در رکاب امام حضور دارند. مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَکونَ مِنْ أَصْحابِ الْقائِمِ فَلْيَنْتَظِرْ وَلْيَعْمَلُ بِالْوَرَعِ وَمَحاسِنِ الْأَخْلاقِ وَهُوَ مَنْتَظِرٌ فَاِنْ ماتَ وَقامَ الْقائِمُ بَعْدَهُ کانَ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ أَدْرَکهُ. مستدرک سفينة البحار، جلد 6، صفحه 184


امام محمد باقر عليه السلام می فرمایند : خروج سفياني و قيام قائم - عليه السّلام - در يك سال اتفاق مي افتد. السُّفياني و القائمُ في سَنَةٍ واحدةٍ. اثبات الهداة، جلد 7، صفحه 426


امام موسي كاظم عليه السلام می فرمایند : اگر به تعداد اهل بدر در میان شما [یاوری] بود، قائم ما قیام می‌کرد لَوْ کانَ فِیکُم عِدَّةُ أهْلِ بَدْرٍ لَقامَ قائِمُنا مشکاة الأنوار، صفحه 128


رسول خدا صلي الله عليه واله می فرمایند : همانا جانشينان و اوصياء من و حجت هاي الهي بر مردم بعد از من دوازده نفرند، اولي آنها برادرم (علي) و آخرينشان فرزندم مي باشد ... مهدي كه دنيا را از قسط و عدل پر مي‌كند ... . انَّ خُلَفائي و اوصيائي و حُجَجِ اللهِ علي الخَلقِ بعدي اثنا عشر اوَّلُهم اخي و آخِرُهم وَلَدي ... قال المهدي يملأها قسطاً و عدلاً ... . بحار الانوار، جلد 51، صفحه 71


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

حاضرین در سایت

ما 6 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

در یافت ایمیل

برای دریافت ایمیل های هفتگی، لطفا اسم خود را ثبت نام کنید.

کانال تلگرام مرکز امام علی ع

پخش زنده حرم امام رضا (ع

ولادت امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف


داستان تولد امام عصر(حضرت مهدی عج) از زبان حضرت حکیمه خانون، دختر امام جواد(ع) خواهر امام هادی (ع) و عمه امام حسن عسگری علیهم السلام


چون از نماز عشا فارغ شدم، افطار کردم و خوابیدم. نیمه‌های شب بود برای نماز شب برخاستم و پس از خواندن نماز شب دوباره به رختخواب رفتم. در تمام این مدت، نرجس مشغول استراحت بود و خبری نبود. بعد از مدتی او نیز بیدار شد نماز شبش را خواند و دوباره به رختخواب بازگشت. من که نگران بودم از اطاق بیرون آمدم به آسمان نگاهی افکندم، دیدم صبح کاذب دمیده ولی هنوز خبری نشده و نرجس خاتون مشغول استراحت است در دلم دچار تردید شدم، که ناگهان امام حسن عسکری (علیه‌السلام) از اطاق مجاور بانگ زد: عمه جان شتاب نکن، که امر نزدیک است. نشستم و مشغول تلاوت قرآن شدم. هنوز مشغول تلاوت بودم که نرجس خاتون وحشت زده بیدار شد. به سویش دویدم و گفتم: تو را به خدا، چیزی احساس می‌کنی؟ فرمود: آری، عمه جان! گفتم: بر خود مسلط باش که وعده خدا نزدیک است. آنگاه لحظاتی او را ندیدم گویی پرده‌ای بین من و او آویخته شده بود بعد از سپری شدن آن لحظات، احساس کردم که حجت خدا به دنیا آمده است. سپس فرزند نرجس خاتون ـ حجت خدا را دیدم که به سجده افتاده است. او را در آغوش گرفتم دیدم پاک و پاکیزه است در همان لحظه امام حسن عسکری (علیه‌السلام) مرا صدا زد و فرمود: عمه جان! پسرم را نزد من بیاور. مولود مسعود را به محضر امام حسن عسکری (علیه‌السلام) بردم، امام، نور دیده‌اش را بغل کرد و او را بر سینه چسبانید و در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه خواند. آنگاه زبان مبارک خود را در دهان او قرار داد گویی از زبان خود به او شیری داد. سپس دست مبارکش را بر دیده‌ها، گوشها و مفاصل بدنش کشید و کامش را برداشت، سپس فرمود: پسرم! سخن بگو، حرف بزن! بی درنگ حجت خدا که لحظاتی از تولدش می‌گذشت سخن آغاز کرد: به یگانگی خدا و رسالت پیامبر (صلی الله علیه و آله) شهادت داد و بعد به امیرمؤمنان و یکایک امامان سلام و صلوات فرستاد تا به پدر بزرگوارش رسید، به او هم سلام گفته، دیگر ساکت شد. آنگاه امام حسن عسکری (علیه‌السلام) به من (حکیمه خاتون) فرمود: عمه جان! او را پیش مادرش ببر، پس او را نزد مادرش بردم. سپس فرمودند: عمه جان! روز هفتم نیز نزد ما بیا. حکیمه خاتون می‌گوید: صبح همان روز به محضر امام رسیدم و عرض ادب کردم. پرده اتاق نرجس را کنار زدم که مولود مسعود (امام زمان علیه السلام) را یکبار دیگر زیارت کنم، او را در گهواره خود ندیدم. به امام حسن عسکری (علیه‌السلام) گفتم: فدای تو شوم، سید و مولای من چه شد؟! فرمود: او را به کسی امانت سپردم که مادر موسی، پسرش موسی را به او سپرد. (مراد حضرت این بود که او را به حفظ و حراست خدا در حریم قدس سپردم.) حکیمه خاتون فرمود: روز سوم ولادت حضرت مهدی (علیه‌السلام)، برای دیدن آن چهره دلربا دلم تنگ شد، به خانه امام عسکری (علیه‌السلام) و به اتاق نرجس خاتون رفتم از آن مولود نشانی نیافتم. نرجس خاتون را دیدم نشسته و گهواره‌ای با پوشش سبز در کنار او قرار داشت. سپس به محضر امام عسکری (علیه‌السلام) شرفیاب شدم، امام که می‌دانست من به دنبال حضرت مهدی می‌گردم فرمودند: عمه جان! او در کنف حمایت و تحت عنایت و رعایت حضرت پروردگار است تا روزی که خداوند او را اذن ظهور دهد. عمه جان! هنگامی که من از دنیا رفتم، و شیعیانم دچار اختلاف شدند، به افراد مورد اعتماد داستان ولادت را بازگوی. ولیکن باید این داستان پیش تو و آنها پوشیده و مخفی بماند. که خداوند ولی خودش را از دیدگان مردم غایب خواهد کرد و از بندگانش مخفی نگه خواهد داشت. کسی او را نخواهد دید تا روزی که جبرئیل رکاب اسبش را بگیرد. تا خداوند کاری را که شدنی است انجام دهد (زمان ظهور حضرت فرا رسد). از سخنان حکیمه خاتون استفاده می‌شود که هرگاه دلش برای امام عصر (علیه‌السلام) تنگ می‌شده به دیدار او می‌رفته و در توصیف صورت و لحن امام عصر (علیه‌السلام) می‌گوید: هرگز سیمایی زیباتر از سیمای او ندیده بودم. و زبانی شیرین تر از لحن او نشنیده بودم و عطری خوشتر از بوی او استشمام نکرده بودم.


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ به نام خداوند بخشنده مهربان اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن خدایا، ولىّ‏ ات حضرت حجّة بن الحسن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی كه درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی كُلِّ سَاعَةٍ در این لحظه و در تمام لحظات وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا” كه خوشایند اوست ساكن زمین گردانیده، و مدّت زمان طولانى در آن بهره‏مند سازى

کمک به مرکز امام علی ع